داشتن عادات غذایی صحیح و توجه به زمان خوابیدن و استراحت برای حفظ سلامت بدن مهم است تا بتواند مواد مغذی را جذب و مواد زائد را دفع کند. برای سالم زیستن، باید خواب راحت و آرامی داشته باشیم. به موارد زیر دقت کنید تا اهمیت خوابیدن برای شما روشن گردد: ساعت 9 تا 11 شب: زمانی است برای از بین بردن مواد سمی و غیر ضروری که این عملیات توسط آنتی اکسیدان ها انجام می شود. در این ساعت بهتر است بدن در حال آرامش باشد. در غیر این صورت اثر منفی بر روی سلامتی خود گذاشته اید. ساعت 11 تا 1 شب: عملیات از بین بردن مواد سمی در کبد ادامه دارد و شما باید در خواب عمیق باشید. ساعت 1 تا 3 نیمه شب: عملیات سم زدایی در کیسه صفرا ، در طی یک خواب عمیق به طور مناسب انجام می شود. ساعت 3 تا 5 صبح: عملیات از بین بردن مواد سمی در ریه اتفاق می افتد. بعضی مواقع دیده شده که افراد در این زمان، سرفه شدید یا عطسه می کنند. ساعت 5 تا 7 صبح: این عملیات در روده بزرگ صورت می گیرد، لذا می توانید آن را دفع کنید. ساعت 7 تا 9 صبح: جذب مواد مغذی صورت می گیرد، پس بهتر است صبحانه بخورید. افرادی که بیمار می باشند، بهتر است صبحانه را در ساعت 6 و 30 دقیقه میل کنند. کسانی که می خواهند تناسب اندام داشته باشند، بهترین ساعت صرف صبحانه برای آنها، ساعت 7 و 30 دقیقه می باشد و کسانی که اصلا صبحانه نمی خورند، بهتر است عادت خود را تغییر دهند و در ساعت 9 تا 10 صبح صبحانه بخورند. دیر خوابیدن و دیر بلند شدن از خواب، باعث می شود مواد سمی از بدن دفع نشوند. از نصفه های شب تا ساعت 4 صبح، مغز استخوان عملیات خون سازی را انجام می دهد. در ایام تعطیل، بسیاری افراد تا دیر وقت بیدار می مانند و بعد از اتمام تعطیلات، با خستگی به سر کار می روند، چون اعمال بدنشان دچار سردرگمی شده است و نمی داند چه باید انجام دهد.
+ نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1387ساعت 17:55 توسط ارسلان عبدي |
۱) حاظر جواب نباشید و برای پاسخگویی عجله نکنید.
۲) بسیاری از حرفها را نشنیده بگیرید
۳) صبرتان را زیاد کنید.
۴) هیچگاه عصبانی نشوید.
۵) اگر دیگران به شما آسیب رساندند یا اهانت کردند بجای مقابله بمثل بنحوی طرف را شرمنده کنید و بعد هم او را ببخشید.
۶) در اجتماع با مردم خندان باشید.
۷) در غیاب هیچکس بد گویی نکنید.
۸) همیشه امیدوار باشید و به دیگران هم امید بدهید.
۹) در حد توان مشکلات دیگران را حل کنید.
۱۰) در هیچ چیز افراط و تفریط نکنید.
۱۱) به عقیده هم احترام بگذارید و عقیده خود را تحمیل نکنید
۱۲) امین باشید حتی دشمن شما را امین بداند
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 23:28 توسط ارسلان عبدي |
تعيين هدف يكي از اساسي ترين مراحل در فرايند مديريت است
جلسات، امور تجاري، امور شخصي و يا هر برنامه ديگري آه در آن تاآيد بر روي حصول نتايج باشد، مورداستفاده
فراوان دارد. فعاليتهايي آه بدون هدف انجام مي گيرد بي ارزش يا حداقل آم فايده خواهندبود. فرض آنيد آه براي
گذراندن تعطيلات، سفري را با اتومبيل بدون درنظر داشتن مقصد خاصي شروع آنيد، مثلاً از تهران به سوي آاشان
حرآت آنيد، در بين راه عقيدتان را عوض آرده به طرف اراك برويد اما در اين مسير دوباره فكر آنيد آه اگر به
اصفهان برويد بهتر است و بالاخره زماني آه به سوي اصفهان مي رويد، تصميم بگيريد آه به مسافرت نرويد و به
طرف منزل روانه شويد. البته اگر منظور شما از اين مسافرت تنها اتومبيل سواري بي هدف بوده، منظورتان
برآورده شده ولي در غير اين صورت به نتيجه اي نرسيده ايد. همين طور هيچ سازماني را نمي توان پيدا آرد آه
مايل باشد هزينه فعاليتهايي را متحمل شود تنها به خاطر اينكه فعاليتهايي بدون درنظرگرفتن نتايج حاصل از آنها
انجام پذيرند. هدفها اساس تعيين فعاليتهايي هستند آه بايد انجام گيرند همچنين به ايجاد ضوابطي آه براي
ارزيابي آمي و آيفي فعاليتها لازم است، آمك مي آنند. بدين ترتيب تعيين هدفها يكي ازمهمترين عوامل در
اجراي مديريت موثر در سازمان هستند. البته فرايند هدف گذاري بايد متناسب با نيازهاي هر سازمان باشد. برخي
از سازمانها از يك ساختار رسمي خشك براي فرايند هدف گذاري استفاده مي آنند درحالي آه برخي ديگر از
سازمانها فرايند غيررسمي را ترجيح مي دهند.
مزاياي هدف گذاري
- اگر آارآنان اهداف سازمان را بدانند بهتر آار مي آنند و احتمال اجراي خواسته هاي سازمان افزايش مي يابد؛
- اگر آارآنان تصوير روشني درمورد آنچه آه بايد انجام دهند داشته باشند، شانس اجراي آنها افزايش مي يابد؛
- اندازه گيري پيشرفت آل سازمان وهريك از واحدها را ميسر مي سازد؛
- معيارهايي براي ارزيابي آارآنان فراهم مي آورد و هنگامي آه آارآنان بدانند چگونه ارزيابي مي شوند درانجام
وظايف شغلي شان بسيار راحت خواهندبود؛
- مديريت مشارآتي را تقويت مي آند، و محيط مناسبي براي دريافت بازخوردهاي مفيد از آارآنان ايجاد خواهدآرد
و ارتباطات درون سازماني (بويژه بين آارآنان و مديريت) را افزايش مي دهد.
ويژگيهاي هدف گذاري خوب
يك هدف گذاري وقتي واجد مزاياي فوق است آه ويژگيهاي زير را داشته باشد:
! واقع بينانه، دردسترس، امكان پذير درعين حال چالشگر و قابل رشد باشد؛
! در يك تاريخ معين تكميل شود؛
! براي سازمان، معني دار و مناسب باشد؛
! نتايج قابل اندازه گيري داشته باشد؛
! منعطف بوده و بيش از يك روش براي دستيابي داشته باشد؛
! واضح، معين و قابل فهم باشد.
ضمناً اگر در فرايند تعيين اهداف سازمان، شرايط زير لحاظ شود، اهداف سازماني با اهداف فردي آارآنان منطبق
خواهدشد آه اين امر احتمال دستيابي به اهداف را به شدت افزايش خواهدداد:
- هدف گذاري با مشارآت تمام افراد صورت پذيرد.
- هدف براي تمام اعضاء قابل فهم و قابل قبول باشد.
- هدف براي تمام افراد سودمند باشد.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 15:32 توسط ارسلان عبدي |
اطّلاعاتی که ذیلاً ذکر میشود بسیار جالب و سبب صرفهجویی، یا بهتر بگویم، استفادهء بیشتر و بهتر از بنزینی است که خریداری مینمایید. یکی از دوستان به زبان انگلیسی ارسال داشت؛ به نظر رسید اگر به فارسی برگردانده شود، برای تعداد بیشتری میتواند مفید فایده باشد. امید که چنین باشد. چند راهنمایی برای بنزین زدن من نمیدانم بنزین در مملکت شما لیتری چند است، امّا اینجا در کالیفرنیا ما برای هر لیتر یک دلار میپردازیم. امّا رشتهء کاری من مدّت 31 سال در زمینهء نفت و بنزین است، بنابراین ترفندهایی وجود دارد که بتوانیم از هر لیتر بنزینی که میخریم حدّاکثر استفاده را بکنیم. در اینجا در خطّ لولهء کایندر مورگان که من در سان خوزهء کالیفرنیا کار میکنم، در 24 ساعت از طریق خطّ لوله چهار میلیون گالن تحویل میدهیم. یک روز گازوئیل، روز بعد بنزین هواپیما و انواع بنزین معمولی. ما 34 مخزن در اینجا داریم که گنجایش آنها روی هم رفته 000ر800ر16 گالن است. 1- فقط صبح زود که حرارت زمین هنوز در پایینترین حدّ قرار دارد بنزین بزنید. به خاطر داشته باشید که در تمام پمپبنزینها مخزن سوخت در زیر زمین قرار دارد. هرچه زمین سردتر باشد، بنزین غلیظتر و متراکمتر است. وقتی هوا گرم میشود، بنزین منبسط میگردد. بنابراین، خرید بنزین در بعد از ظهر و حتّی شب که هنوز هوا کاملاً سرد نشده و بر بنزین اثر نگذاشته، سبب میشود که یک لیتر شما واقعاً یک لیتر نباشد. در صنعت نفت، گرانش معیّن و حرارت بنزین، گازوئیل و سوخت هواپیما، اتانول و سایر محصولات نفتی نقشی مهم ایفا میکند. هر درجه حرارت که افزایش یابد منفعت زیادی نصیب این صنعت میکند. امّا جایگاههای سوخت دارای دستگاه جبران حرارت در پمپهایشان نیستند. 2- وقتی مشغول بنزین زدن هستید، دستگیره را تا آخر فشار ندهید. اگر نگاه کنید میبینید دارای سه درجه است: کُند، متوسّط و تند. در حالت کُند میزان تبخیر را که در اثر پمپ شدن بنزین حاصل میشود به حدّاقلّ میرسانید. همهء شیلنگها دارای محلّ بازگشت بخار هستند. اگر سریع بنزین بزنید، مایع دیگری که وارد مخزن بنزین شما شده بخار میشود. این بخار مکیده شده وارد مخزن زیرزمینی میشود به طوری که وقتی شما بنزین میزنید، در واقع به آن میزان که دستگاه نشان میدهد بنزین نزدهاید. 3- یکی از مهمترین نکات برای بنزین زدن این است که وقتی باک اتومبیل نصفه است بنزین بزنید. دلیل آن این است که، هرچه بنزین بیشتری داخل باک باشد، هوای کمتری فضای خالی آن را اشغال میکند. بنزین به مراتب سریعتر از آنچه که تصوّر میکنید تبخیر میشود. مخازن ذخیرهء بنزین دارای سقف داخلی شناور هستند. این سقف به عنوان نقطهء صفر بین بنزین و جوّ عمل میکند تا تبخیر را به حدّاقل برساند. برخلاف جایگاههای بنزین، اینجا که من کار میکنم، هر تانکری که ما بارگیری میکنیم دارای دستگاه جبران حرارت است تا هر گالن عملاً به میزان یک گالن باشد. 4- نکتهء دیگری که باید یادآوری کنم این است که اگر تانکر بنزین در حال تخلیه به مخزن بنزین باشد و شما هم در جایگاه سوخت باشید، در آن موقع بنزین نزنید. به احتمال زیاد بنزینی که تخلیه میشود سبب میگردد که بنزین داخل مخزن به هم بخورد و آنچه از آشغال و آلودگی که معمولاً تهنشین میشود، بالا بیاید و قسمتی از آن نصیب اتومبیل شما شود.
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 17:55 توسط ارسلان عبدي |
درس اول : يه روز مسوول فروش ، منشی دفتر ، و مدير شرکت برای ناهار به سمت سلف قدم می زدند… يهو يه چراغ جادو روی زمين پيدا می کنن و روی اون رو مالش ميدن و جن چراغ ظاهر ميشه… جن ميگه: من برای هر کدوم از شما يک آرزو برآورده می کنم… منشی می پره جلو و ميگه: اول من ، اول من! من می خوام که توی باهاماس باشم ، سوار يه قايق بادبانی شيک باشم و هيچ نگرانی و غمی از دنيا نداشته باشم ! پوووف! منشی ناپديد ميشه ... ! بعد مسوول فروش می پره جلو و ميگه: حالا من ، حالا من من می خوام توی هاوايی کنار ساحل لم بدم ، يه ماساژور شخصی و يه منبع بی انتهای نوشیدنی ! داشته باشم و تمام عمرم حال کنم ... پوووف! مسوول فروش هم ناپديد ميشه… بعد جن به مدير ميگه: حالا نوبت توئه… مدير ميگه: من می خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توی شرکت باشن !!!
نتيجه : اخلاقی اينکه هميشه اجازه بده که رئيست اول صحبت کنه !
…
…
… !
...
!!!
…
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 15:14 توسط ارسلان عبدي |
يکروز وقتى کارمندان به اداره رسيدند، اطلاعيه بزرگى را در تابلوى اعلانات ديدند که روى آن نوشته شده بود: «ديروز فردى که مانع پيشرفت شما در اين اداره بود درگذشت. شما را به شرکت در مراسم تشييع جنازه که ساعت ١٠ در سالن اجتماعات برگزار مىشود دعوت مىکنيم.»
در ابتدا، همه از دريافت خبر مرگ يکى از همکارانشان ناراحت مىشدند امّا پس از مدتى، کنجکاو مىشدند که بدانند کسى که مانع پيشرفت آنها در اداره مىشده که بوده است.
اين کنجکاوى، تقريباً تمام کارمندان را ساعت١٠ به سالن اجتماعات کشاند. رفته رفته که جمعيت زياد مىشد هيجان هم بالا مىرفت. همه پيش خود فکر مىکردند: «اين فرد چه کسى بود که مانع پيشرفت ما در اداره بود؟ به هر حال خوب شد که مرد!»
کارمندان در صفى قرار گرفتند و يکى يکى نزديک تابوت مىرفتند و وقتى به درون تابوت نگاه مىکردند ناگهان خشکشان مىزد و زبانشان بند مىآمد.
آينهاى درون تابوت قرار داده شده بود و هر کس به درون تابوت نگاه مىکرد، تصوير خود را مىديد. نوشتهاى نيز بدين مضمون در کنار آينه بود:
«تنها يک نفر وجود دارد که مىتواند مانع رشد شما شود و او هم کسى نيست جزء خود شما. شما تنها کسى هستيد که مىتوانيد زندگىتان را متحوّل کنيد. شما تنها کسى هستيد که مىتوانيد بر روى شادىها، تصورات و موفقيتهايتان اثر گذار باشيد. شما تنها کسى هستيد که مىتوانيد به خودتان کمک کنيد.
زندگى شما وقتى که رئيستان، دوستانتان، والدينتان، شريک زندگىتان يا محل کارتان تغيير مىکند، دستخوش تغيير نمىشود. زندگى شما تنها فقط وقتى تغيير مىکند که شما تغيير کنيد، باورهاى محدود کننده خود را کنار بگذاريد و باور کنيد که شما تنها کسى هستيد که مسئول زندگى خودتان مىباشيد.
مهمترين رابطهاى که در زندگى مىتوانيد داشته باشيد، رابطه با خودتان است.
خودتان را امتحان کنيد. مواظب خودتان باشيد.
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 18:14 توسط ارسلان عبدي |
بيشتر افراد اين توصيه را شنيدهاند که بايد هوشمندانهتر کار کنند و نه زیادتر ولي تعداد کمي واقعا از اين توصيه پيروي ميکنند. اين روزها بیشتر صاحبان تجارت و مديران اجرایی براي دستيابي به اهدافشان ساعتهاي طولاني مشغول کار هستند. اگر شما مجبور شويد ساعتهای زيادي از يک روز عادي را برای تکمیل کارتان کارکنيد سپس کار را اشتباه انجام ميدهيد! در اينجا 5 استراتژي براي کمک به شما در هوشمندانهتر کار کردن به جاي بیشتر کارکردن ارائه ميشود: استراتژي اول: تمرکز فکر ميكنيد چند دقیقه ازيك ساعت کاری به طوركامل تمرکز دارید؟ ممكن است این امر شما را متعجب کند که این زمان چقدر کم است. تحقیقات نشان داده است که بیشتر افراد ميتوانند بين 5 تا 10 برابر در هر ساعت کاري مولدتر باشند. اگر فکر ميكنيد که اين گفته اغراق آميز است ميتوانيد اين آزمايش ساده را انجام دهيد. يک دفترچه يادداشت و يک خودکار در کنار خود قرار دهید و شروع کنيد به آگاه شدن از سطح تمرکزتان. هر وقت که تشخيص داديد که روي کارتان تمرکز کامل ندارید مدت زماني را که حواستان پرت بوده است يادداشت کنيد. اگر اين تمرين را بهخوبي انجام دهيد بعد خودتان را کاملا شوکه خواهيد کرد. اگر شما بتوانيد مهارت ایجاد تمرکز کامل در ساعتهاي کاريتان را ارتقا دهيد، از میزان توليدتان متعجب می شوید. استراتژي دوم:اهرم اهرم هنر استفاده از ابزارها جهت افزايش کيفيت کار يا بهرهوري است. اين ابزارها ميتواند تکنولوژي باشد مثل: نرم افزارهاي کامپيوتري يا ميتواند استراتژيهاي سازماني نظير سيستمهاي بهتر باشد. شما معمولا از چه ابزارهايي برای حداکثر کردن نتايج کارتان استفاده ميكنيد؟ براي مثال فروشندهاي که از طريق سمينارها يا كنفرانسهاي تلويزيوني فروش میکند، مشخص است نسبت به کسي که فرد به فرد ميفروشد ميزان فروش بيشتري داشته باشد. چه کاري ميتوانيد انجام دهيد تا زمان، دانش يا مهارتهايتان اهرم شما باشند؟ استراتژي سوم:تفويض اختيار يک بخش خاص اهرم عبارت از تفويض اختيار است. يعني بکارگیری افراد ديگر جهت انجام قسمتهايي از کار شما تا وقتتان براي فعاليتهاي سودآورتر آزاد شود. بياييد دوباره به مثال فروشنده نگاهی بياندازيم. اگر فروشنده خاصي در انعقاد قراردادهاي فروش متبحر باشد ممكن است دست به تفويض و واگذاري امور اجرايي فروش زده تا بتواند به عنوان يك فروشنده زمان بيشتري را براي قراردادها اختصاص دهد. اگر سود حاصل از افزايش فروش بیشتر از هزينه واگذاري باشد پس شما سيستم مناسبي داريد. همیشه شنيدن اين نکته در بين شکايتهاي صاحبان تجارت که فروشندگان آنها از آينده نگري متنفرند و واقعا در مورد آن احساس بدي دارند باعث تعجب من می شود. در فعاليتهاي تجاري خودم من هميشه افراد آينده نگر حرفهاي را استخدام کردهام که در اين زمينه قوي بودند و با اين کار زمان را براي تيم فروش آزاد کرده تا آنها کاري را که در آن توانمند هستند انجام دهند. فروشندگي! البته اين استراتژي سودآور است و همه خوشحال هستند. استراتژي پنجم: تمايز قائل شدن بين فعاليتها من مطمئن هستم که شما قانون20/80 را میدانید; 80% از نتايج کارتان از 20% تلاشهايتان بدست ميآيد. دليل اينکه اين مساله در مورد افراد زيادي صادق است، اين است که آنها نميدانند که کدام تلاششان بهترين نتايج را به همراه ميآورد. اگر شما نتايج خوب را ثبت كنيد، سپس شما مي توانيد قاعده 20/80 را تغيير دهيد تا براي شما به طور موثرتري کار کند. اگر شما ميدانستيد که کدام 20% از فعاليت شما بهترين نتايج را توليد ميکند سپس شما ميتوانستيد خودتان را سازماندهي کنيد تا وقت بيشتري را صرف آن کارها بکنيد و بنابراين سودتان در هر ساعت افزايش ميیافت. اگر شما خصوصيات 20% از مشتريانتان را که 80% تجارت شما را پوشش ميدهند میدانستید پس شما ميتوانستيد آن گروه از مشتريان را مورد هدف قرار دهيد. فرانک بتگر با استفاده از قانون 20/80 از يک نماينده بيمه ورشکسته به پردرآمدترين شركت بيمه در آمريکا تبديل شد. کتاب او هنوز در دسترس است و ارزش زيادي براي خواندن دارد. استراتژي شما قرار دادن اين 5استراتژي براي کار در تجارتتان است.
استراتژي چهارم: مديريت زمان
من اغلب ميشنوم که صاحبان تجارت ميگويند که تعداد كاركنان بخش خصوصی خيلي زياد است زيرا آنها همیشه ساعتهاي زيادي را تلف ميکنند تا کار را انجام دهند. نظر من مخالف اين موضوع است. اگر شما نميتوانيد در يک روز عادي کاري، کارتان را انجام دهید پس شما احتمالا فاقد مهارتهاي تمرکز، اهرم و تفويض اختيار(واگذاري) هستيد يا يک مدير كه در استفاده از زمان ضعيف است. مديريت زمان هنر سازماندهي خودتان است تا بتوانيد تمام كارهايتان را در يک روز كاري استاندارد انجام دهید. اگر شما مديريت زمان را با مهارتهاي دیگرتان ترکيب کنيد(رئوس مطالب فوق الذكر) سپس شما ميتوانيد بهره وري بالايي در يک روز کاري بدست آوريد و نيازی به ساعات اضافي نداريد.
سازماندهي يک روز از پايان روز قبلي شروع ميشود. اگر شما اينکار را هنگام استراحتتان انجام دهيد مغزتان به شما کمک خواهد كرد كه كارآمدتر باشيد. تخمین زده شده که 50درصد از زمان استراحت وقف سازماندهي مغز و ساختار دادن به دانش و تجربيات به دست آمده در طول روز ميشود.
اگر شما کارهاي روز بعدتان را برنامهريزي کنيد متوجه ميشويد که فرايندهاي طبيعي ذهن در زمان استراحت با شما کار ميکنند تا به شما در تحقق برنامههايتان کمک کنند. مباني مديريت زمان را ياد بگيريد و هر روز از آنها استفاده کنيد.
شما الان 5 استراتژي داريد، همه کاري که شما بايد انجام دهيد اين است که نگاه کنید به راههايي كه ميتوانيد اين استراتژيها را براي خودتان و تجارتتان به كار گيريد.
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 15:22 توسط ارسلان عبدي |
مجله فورچون سلسله مصاحبههايي با عنوان "چگونه کار ميکنم" با افراد مشهور دنياي صنعت و اقتصاد انجام داده است كه محور اصلي اين مصاحبهها نحوه انجام کارها و مديريت برنامهها توسط اين اشخاص است. اگر به دفتر بيل گيتس نگاه کنيد، کاغذ زيادي در آن نميبينيد. وي ميگويد: روي ميزم 3 صفحه نمايش دارم که مجموعه آنها با هم يک دسکتاپ واحد را تشکيل ميدهند. من ميتوانم چيزها را از يک صفحه به صفحه ديگر بکشم. اگر شما يک بار تجربه کار با يک صفحه نمايش بزرگ را تجربه کنيد، ديگر به گذشته برنميگرديد، چون اثر مستقيمي روي کارآيي شما خواهد گذاشت. صفحه نمايش چپ ليست ايميلهايم را نشان ميدهد، صفحه نمايش وسط ايميلي را که ميخوانم و به آن جواب ميدهم نمايش ميدهد و مرورگرم روي صفحه نمايش راست قرار ميگيرد. در مايکروسافت ايميل رسانه انتخابي است و بيشتر از تماسهاي تلفني، بلاگ، اسناد و بولتنهاي خبري و يا نشستها از آنها استفاده ميشود. (ميلهاي صوتي و فکسها در ايميلها ادغام شدهاند) بيل گيتس روزانه 100 ايميل دريافت ميکند، البته بعد از فيلتر ايميلهاي ناشناس وي چنين تعداد ايميلي دارد. بيل گيتس سعي ميکند، مطمئن شود وقتش را روي ايميلهايي که اهميت بيشتري دارند متمرکز کند. تنها وسيلهاي که گيتس در دفترش دارد و تکنولوژي پاييني دارد ، "وايت بوردش" است. وي از ماژيکهاي خوشرنگي استفاده ميکند. در مايکروسافت، ميشود از روي وايتبوردها عکس برداشت و به رايانهها ارسال کرد، به اين ترتيب آنها شبيه يک Tablet pc بزرگ ميشوند. کاغذ در زندگي روزانه من نقشي ندارد، من 90 درصد اخبار را آنلاين دريافت ميکنم، وقتي براي نشستي ميروم براي اينکه چيزي را به بقيه نشان دهم از tablet pc استفاده ميکنم. اين کامپيوتر با رايانه دفترم کاملا در ارتباط است و من به همه فايلهايي که به آنها نياز دارم، دسترسي دارم. يک نرمافزار يادداشتبرداري به نام OneNote هم روي اين رايانه دارم، بنابراين همه نوشتههايم به شکل ديجيتال هستند. گيتس معمولا به جاي اينکه براي پيدا کردن فايلي در داخل فولدرها دنبال آنها بگردد، آنها را جستوجو ميکند، اين کار را پيدا کردن آدرسهاي ميل و شمارههاي تلفن هم انجام ميدهد. ابزار ديجيتالي ديگري که اثر زيادي روي کارآيي من داشته است، نرم افزار جستوجوي دسکتاپ است، اين ابزار دسترسي من را به اطلاعات روي رايانه شخصي، سرور و اينترنت تغيير داده است. با هاردهاي بزرگتر و افزايش پهناي باند، من چندين گيگابايت اطلاعات به شکل ايميل، اسناد، فايلهاي رسانهاي، ديتابيس تماسها و غيره دارم. مايکروسافت بيش از 50 هزار کارمند دارد، بنابراين وقتي به اين مطلب فکر ميکنم که آينده پرداخت آنلاين چگونه خواهد بود و يا چه کار جالبي خواهد بود که خاطرات دوران کودکي را بشود ذخيره کرد، يا هر چيز جديد ديگر، آنها را مينويسم، بعد کارکنان ميتوانند آنها را ببينند و بگويند: نه، تو اشتباه ميکني يا اينکه ميداني چنين کاري اينجا و اينجا انجام شده است؟ نرمافزار SharePoint ، يکي از نرمافزارهاي محبوب بيل گيتس براي تماس با کارکنان و مديريت پروژههاست.
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 18:33 توسط ارسلان عبدي |
«اگر بتوانی باورهای مردم را تایید کنی آنها احتمالا به تو کمک خواهند کرد. »
متن حكايت
ملا نصرالدين هر روز در بازار گدايي ميكرد و مردم با نيرنگي٬ حماقت او را دست ميانداختند. دو سكه به او نشان ميدادند كه يكي شان طلا بود و يكي از نقره. اما ملا نصرالدين هميشه سكه نقره را انتخاب ميكرد. اين داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهي زن و مرد ميآمدند و دو سكه به او نشان مي دادند و ملا نصرالدين هميشه سكه نقره را انتخاب ميكرد. تا اينكه مرد مهرباني از راه رسيد و از اينكه ملا نصرالدين را آنطور دست ميانداختند٬ ناراحت شد. در گوشه ميدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سكه به تو نشان دادند٬ سكه طلا را بردار. اينطوري هم پول بيشتري گيرت ميآيد و هم ديگر دستت نمياندازند. ملا نصرالدين پاسخ داد: ظاهراً حق با شماست٬ اما اگر سكه طلا را بردارم٬ ديگر مردم به من پول نميدهند تا ثابت كنند كه من احمق تر از آنهايم. شما نميدانيد تا حالا با اين كلك چقدر پول گير آوردهام.
------------ --------- ---------
شرح حكايت 1 (دیدگاه بازاریابی استراتژیک)
ملا نصرالدين با بهرهگيري از استراتژي تركيبي بازاريابي، قيمت كمتر و ترويج، كسب و كار «گدايي» خود را رونق ميبخشد. او از يك طرف هزينه كمتري به مردم تحميل ميكند و از طرف ديگر مردم را تشويق ميكند كه به او پول بدهند .
«اگر كاري كه مي كني٬ هوشمندانه باشد٬ هيچ اشكالي ندارد كه تو را احمق بدانند.»
شرح حکایت 2 (دیدگاه سیستمی اجتماعی)
ملا نصرالدین درک درستی از باورهای اجتماعی مردم داشته است. او به خوبی می دانسته که گداها از نظر مردم آدم های احمقی هستند. او می دانسته که مردم، گدایی – یعنی از دست رنج دیگران نان خوردن را دوست ندارند و تحقیر می کنند. در واقع ملانصرالدین با تایید باور مردم به شیوه خود، فرصت دریافت پولی را بدست می آورده است.
+ نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 13:59 توسط ارسلان عبدي |
پادشاهی که یک کشور بزرگ را حکومت می کرد، باز هم از زندگی خود راضی نبود؛ اما خود نیز علت را نمی دانست. روزی پادشاه در کاخ امپراتوری قدم می زد. هنگامی که از آشپزخانه عبور می کرد، صدای ترانه ای را شنید. به دنبال صدا، پادشاه متوجه یک آشپز شد که روی صورتش برق سعادت و شادی دیده می شد. پادشاه بسیار تعجب کرد و از آشپز پرسید: "چرا اینقدر شاد هستی؟" آشپز جواب داد: "قربان، من فقط یک آشپز هستم، اما تلاش می کنم تا همسر و بچه ام را شاد کنم. ما خانه اي حصیری تهیه کرده ایم و به اندازه کافی خوراک و پوشاک داریم. بدین سبب من راضی و خوشحال هستم..." پس از شنیدن سخن آشپز، پادشاه با نخست وزیر در این مورد صحبت کرد. نخست وزیر به پادشاه گفت : "قربان، این آشپز هنوز عضو گروه 99 نیست!!! اگر او به این گروه نپیوندد، نشانگر آن است که مرد خوشبینی است." پادشاه با تعجب پرسید: "گروه 99 چیست؟؟؟" نخست وزیر جواب داد: "اگر می خواهید بدانید که گروه 99 چیست، باید اين کار را انجام دهید: یک کیسه با 99 سکه طلا در مقابل در خانه آشپز بگذارید. به زودی خواهید فهمید که گروه 99 چیست!!!" پادشاه بر اساس حرف های نخست وزیر فرمان داد یک کیسه با 99 سکه طلا را در مقابل در خانه آشپز قرار دهند. آشپز پس از انجام کارها به خانه باز گشت و در مقابل در کیسه را دید. با تعجب کیسه را به اتاق برد و باز کرد. با دیدن سکه های طلایی ابتدا متعجب شد و سپس از شادی آشفته و شوریده گشت. آشپز سکه های طلایی را روی میز گذاشت و آنها را شمرد. 99 سکه؟؟؟ آشپز فکر کرد اشتباهی رخ داده است. بارها طلاها را شمرد؛ ولی واقعاً 99 سکه بود!!! او تعجب کرد که چرا تنها 99 سکه است و 100 سکه نیست!!! فکر کرد که یک سکه دیگر کجاست و شروع به جستجوی سکه صدم کرد. اتاق ها و حتی حیاط را زیر و رو کرد؛ اما خسته و کوفته و ناامید به این کار خاتمه داد!!! آشپز بسیار دل شکسته شد و تصمیم گرفت از فردا بسیار تلاش کند تا یک سکه طلایی دیگر بدست آورد و ثروت خود را هر چه زودتر به یکصد سکه طلا برساند. تا دیروقت کار کرد. به همین دلیل صبح روز بعد دیرتر از خواب بیدار شد و از همسر و فرزندش انتقاد کرد که چرا وی را بیدار نکرده اند!!! آشپز دیگر مانند گذشته خوشحال نبود و آواز هم نمی خواند؛ او فقط تا حد توان کار می کرد!!! پادشاه نمی دانست که چرا این کیسه چنین بلایی برسر آشپز آورده است و علت را از نخست وزیر پرسید. نخست وزیر جواب داد: "قربان، حالا این آشپز رسماً به عضویت گروه 99 درآمد!!! اعضای گروه 99 چنین افرادی هستند: آنان زیاد دارند اما راضی نیستند. تا آخرین حد توان کار می کنند تا بیشتر بدست آورند. آنان می خواهند هر چه زودتر " یکصد" سکه را از آن خود کنند!!! این علت اصلی نگرانی ها و آلام آنان می باشد. آنها به همین دلیل شادی و رضایت را از دست می دهند و البته همین افراد اعضای گروه 99 نامیده می شوند!!!
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 14:28 توسط ارسلان عبدي |
از سالیان بسیار دور, با افزایش سطح دانش و فهم بشر, کیفیت و وضعیت زندگی او همواره در حال بهبود و ارتقا بوده است. بعد از انقلاب فرهنگی-اجتماعی اروپا (رنسانس) و متعاقب آن انقلاب صنعتی, موج پیشرفتهای شتابان کشورهای غربی آغاز گردید. تنها کشور آسیایی که تا حدی با جریان رشد قرنهای نوزده و اوایل قرن بیستم میلادی غرب همراه گردید کشور ژاپن بود. بعد از رنسانس که انقلابی فکری در اروپا رخ داد, پتانسیلهای فراوان این ملل, شکوفا و متجلی گردید اما متاسفانه در همین دوران, کشورهای شرقی روند روبهرشدی را تجربه نکرده و بعضاً سیری نزولی طی نمودند. البته بعضاً حرکتهای مقطعی و موردی در این کشورها صورت گرفت اما از آنجاییکه با کلیت جامعه و فرهنگ عمومی تناسب کافی را نداشت و مورد حمایت واقع نگردید, به سرعت مزمحل گردید. محمدتقیخان امیرکبیر در ایران, نمونهای از این دست است. بقیه در ادامه مطلب.........مقدمه
مباحث توسعه اقتصادی از قرن هفدهم و هجدهم میلادی در کشورهای اروپایی مطرح گردید. فشار صنعتیشدن و رشد فناوری در این کشورها توام با تصاحب بازار کشورهای ضعیف مستعمراتی باعث شد تا در زمانی کوتاه, شکاف بین دو قطب پیشرفته و عقبمانده عمیق شده و دو طیف از کشورها در جهان شکل گیرد: کشورهای پیشرفته (یا توسعهیافته) و کشورهای عقبمانده (یا توسعهنیافته).
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 16:54 توسط ارسلان عبدي |
نقش نفت به عنوان یک کالای استراتژیک
نفت به عنوان یک کالای تجاری با استریژیهای ملی و سیاست و قدرت جهانی عجین شده است. میدانهای جنگ اول جهانی اهمیت نفت را به عنوان یکی از عناصر قدرت ملی هنگامی به اثبات رساند که اتومبیل مجهز به موتورهای درون سوز بر اسب و لکوموتیو بخاری سبقت گرفت. نفت در تعیین سرنوشت جنگ دوم جهانی هم در خاور دور و هم در اروپا اهمیتی اساسی داشت. از جمله هدفهای استراژیکی مهم هیتلر از هجوم به اتحاد شوروی، تصرف میدانهای نفتی قفقاز بود. در سالهای جنگ سرد، مبارزه به خاطر در دست گرفتن کنترل نفت میان شرکتهای عمده بین المللی و کشورهای در حال توسعه، بخش عمده ای از نمایش عظیم استعمارزدایی و ظهور جنبش های ناسیونالیستی بود. بحران سوئز در سال 1956 که حقیقتاً به قدرتهای استعماری کهن اروپایی پایان داد، به همان اندازه که به امور دیگر مربوط می شد، با نفت نیز ارتباط داشت. در دهه 1970 قدرت نفتی ابعاد گسترده ای یافت و دولتهایی را به ثروت و نفوذی عظیم نائل ساخت که تا آن هنگام در حاشیه صحنه های سیاست بین المللی قرار داشتند. بدین ترتیب در کشورهای صنعتی که رشد اقتصادی خود را بر پایه های نفت استوار ساخته بودند بی اعتمادی عمیقی ایجاد کرد و بالاخره اینکه نفت در کانون نخستین بحران پس از جنگ سرد دهه 1990 حمله عراق به کویت قرار داشت.
بقیه در ادامه مطلب.........
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 16:51 توسط ارسلان عبدي |
مبانی اقتصاد اسلامی بقیه در ادامه مطلب.......
مقدمه
قبل از قرن هفدهم ، علم و فلسفه با یگدیگر در قلمرو معارف بشری مورد تحقیق واقع می شدند و مرز مشخصی میان آن دو وجود نداشت ، تا آنکه در دوران رنسانس ، فرهنگ اومانیسم زمینه های شناخت مسائل اجتماعی را از طریق عقل و تجربه به وجود آورد ؛ این روند در خلال قرن هفدهم آنچنان شتاب یافت که باعث شد در ابتدای قرن هجدهم زمزمه ی استقلال و جدایی علوم اجتماعی از فلسفه آغاز شود ؛ و پدیدۀاستقلال و انفکاک علوم اجتماعی از فلسفه نیز به طور طبیعی این اندیشه را نمودار ساخت که پدیدۀ اجتماعی ویژگی های منظمی دارند و قانون حاکم بر رفتار اجتماعی همانند قانونمندی حاکم بر جهان ماده و طبیعت است .
در مورد اقتصاد هم ، اندیشمندان اقتصادی معتقد بودند که فعالیت های انسان در تولید ، توزیع و مصرف تابع قوانین طبیعی است که باید آنها را شناخت تا آنکه بتوان روابط علمی بین پدیده های اقتصادی را تبین کرد . از آنجا که این قوانین طبیعی است پس ، مناسب ترین قوانینی هستند که می توانند تعادل به وجود آورند ، به شرط اینکه در وضعیت طبیعی و آزادبکار روند و دولت یا اخلاق یا دین ، در عملکرد آنها دخالتی نکنند . بنابراین پدیده های عینی اقتصادی و رفتار های انسان عاقل اقتصادی در صحنه اقتصاد ، همانند دیگر رخداد های فیزیکی ، تابع رابطه علمی مشخص است و با روش تجربه قابل ملاحظه و بررسی است . واقعیت این است که پیدایش رفتار های اقتصادی ، تصادفی و اتفاقی نیست ، بلکه نظام علّی و معلولی بر آنها حاکم است ؛ به گونه ای که می توان در سایه رابطه علیت ، این رفتار ها را تفسیر کرد ؛ ولی نباید از نظر دور داشت که یکی از اجزاء علت تامه و این رفتار ها و رخدادهای عینی اراده و اختیار انسان است . رابطه اقتصادی در جامعه الزاما"در چهارچوب یک نظام اقتصادی ، مشکل می گیرد و نظام اقتصادی هم بدون « جهت » و « هدف » پذیرفته نیست و « باید » های که « جهت » و « هدف » نظام اقتصادی را تبیین می کنند ؛ « باید » های مبانی نامیده می شود .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 16:45 توسط ارسلان عبدي |
جهان بينی و توسعه (1)
مقدمه
بررسی رشد و تکوين و تطّور فهم انسان از جهان هستی و تأثير آن بر نوع مناسبات اقتصادی ـ سياسی و اجتماعی در سطح جوامع انسانی،انگيزه اين نوشتار است.
تلاش شده تا ضمن برسی پويش تاريخی مفهوم «توسعه» با تکيه بر استحالة ماتريس جهان شناختی انسان در غرب به علل يا عوامل دخيل در توسعه نيافتگی کشورهای جهان سوم اشاره شود.
در اين وجيزه اهتمام بر اثبات نوع رابطه انسان با جهان هستی و تجلّی عينی آن در نظامات اقتصادی ـ سياسی، صنعتی و اجتماعی می باشد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 14:45 توسط ارسلان عبدي |
کارآفرینان پیشگامان تولید ثروت
Monday, 15 October 2007
بین سالهای 1970 تا 1992 بیش از 96 درصد نوآوری صنعتی که توانست موقعیت ژاپن را در اقتصاد جهانی به یک موقعیت برجسته و ممتاز تبدیل کند، توسط کارآفرینان صورت گرفت.بررسی رشد اقتصادی کشورهای شرق و جنوب شرقی آسیا نشان میدهد که یکی از دلایل توسعه اقتصادی در این کشورها توجه جدی به مقوله کارافرینی بوده است. امروزه بسیاری از دانشجویان و محصلین در مراکز علمی منتظرند تا با پایانیافتن تحصیلات وارد بازار کار شوند و ?بازار کار? در ذهن بسیاری از آنان شغلهای آمادهای است که منتظر... بلوغ سیاستهای صنعتی کشور آن موقع خواهد بود که دولت به جای انبوهی از کمکهای پراکنده و مستقیم به بنگاه ها، به گروهی از زنجیره های صنعتی که می توانند رقابت پذیری خود را در سطح جهانی اثبات نمایند ...
بقیه در ادامه مطلب....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 14:29 توسط ارسلان عبدي |
اسكانيوز-معاون پژوهشكده پولي وبانكي وابسته به بانك مركزي گفت :چاپ اسكناس درشت باارزش اسمي بالاتورم زانيست وفقط درمدت زماني آثاررواني به همراه دارد.حسن زاده گفت :برخلاف يك برداشت نادرست دراذهان عمومي چاپ اسكناس درشت عامل تورم نيست بلكه براساس تجربه هاي علمي افزايش حجم نقدينگي است كه باعث تورم وافزايش قيمت هاميشود.حسن زاده گفت :هدف ازچاپ اسكناس درشت تسهيل درامرمبادلات وامكان خدمات رساني بانك هاوشعب به مردم است .
نظر:اميدواريم دولتمردان محترم بادرنظرگرفتن معضل عظيم چاپ چك پولهاوكاهش ارزش اسكناس باوجودتورم 20درصدي چاپ اسكناس بارقمهاي درشت تررامدنظرقراردهند.همچنان كه هزينه چاپ واحتمال ايجادخطاوافزايش پولشويي امحاوافزايش جرم وبزه ازديگرعوامل منفي چك پولهاست .
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 20:13 توسط ارسلان عبدي |
لبه تيزبحران اقتصادي متوجه كارگران وكارمندان ومزدبگيران است .چندي پيش سازمان بين المللي كارباانتشارگزارشي اعلام كردكه سال 2008سال بيكاري خواهدبودونرخ بيكاري درسطح جهان نزديك به 8درصدمي رسدوميزان بيكاري مزدبگيران درآسياوآفريقاوآمريكاي لاتين رشدقابل توجهي خواهدداشت .
دراتحاديه اروپاپس ازسالهاركوردتورمي شكست .كالاهاوخدمات دركشورهاي اروپايي اي كه يوروواحدپول آنهاست درمارس 2008درمقايسه بامدت مشابه سال قبل 3/5درصدافزايش پيداكرده است .اين بالاترين ميزان نرخ تورم درتاريخ پول واحداروپااست .
دربرابرچنين اوضاعي اتحاديه هاي كارگري درآلمان وفرانسه وايتالياواسپانياوديگركشورهاي اروپايي اينك به قول مطبوعات اروپاپس ازحدودده سال مداراازكاهش جدي قدرت خريدكارگران نگران شده ومبارزه اي جدي راسازمان داده اند.هم اكنون دراتحاديه اروپاتنش بسيارجدي درميان مزدبگيران بادولتهاوسياستهاي اقتصادي وجودداردكه گشترش اعتراضهادركشورهايي همچون آلمان وفرانسه نمونه هايي ازآن به شمارمي آيد.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 16:54 توسط ارسلان عبدي |
كاركنان ژاپني اغلب زياد مايل نيستند كه طرح و برنامه هاي سطوح بالاي رهبري را به خاطر ترس از ايجاد تعارض رد كنند و لذا به شدت متقاعد مي شوند كه با گروه تصميم گير همخواني كنند. در شركتهاي ژاپني غالب تصميمها در راس سازمان اتخاذ مي شود و سپس به ساير قسمتها تحميل مي گردد. براي يك كارمند ژاپني بسيار اندوه بار خواهد بود كه چيزي برخلاف آنچه مدير ارشد وي در جايگاه بالاتري مي داند، اظهار كند. يك كارمند ساده ژاپني در مقابل مدير خود نمي ايستد و با او رودررو مخالفت نمي كند. يكي از چشم اندازهاي منفي مديريت ژاپني نظام استخدامي آن است. ارتقاي مبتني بر ارشديت در سازمانهاي ژاپني قبل از هرچيز به رشد نسل جديد كاركنان كم تعهد منجر شده است. ژاپني هاي جواني كه اجدادشان مشتاقانه ١٢ ساعت در روز كار مي كردند امروز به دنبال مشاغلي هستند كه ساعات كار كوتاهتر داشته باشند. مديريت ژاپني اكنون مي رود كه به طور موشكافانه مورد انتقاد قرار گيرد.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 11:31 توسط ارسلان عبدي |
مبارزه نا تمام و ناقص با تورم ، در اقتصاد ايران تدوام دارد و اين بار خبر مي رسد از مجلس و دولت گذشته ، مجمع تشخيص مصلحت نظام هم قصد دارد تا با تورم مبارزه كند البته از جنس كار خود مجمع ،يعني از زاويه ناظر بر سياستهاي كلي نظام.
داستان پيچيده نيست و با ساده سازي نقش ها و مسووليت ها مي توان درنگ كرد تورم چگونه حاصل مي شود و وظيفه هر يك چيست.يقين بدانيد برگزاري نشست ها و تشكيل كميته هاي مشترك بين دولت و مجلس بي آنكه تامل شود در بايدها و نبايدها، اثر نخواهد داشت.چرا؟
1) مجمع تشخيص مصلحت نظام چه نقش مي تواند در مهار تورم داشته باشد؟ اين ايده كه مجمع بر اساس وظيفه نظارتي كه از سوي مقام معظم رهبري دارد مي تواند به تنظيم مناسبات اقتصادي دولت با سياستهاي كلي نظام بپردازد و به معنايي دولت را در حصار اين سياستها قرار دهد، اين ابهام را به وجود مي آورد كه استقلال قوا مخدوش مي شود .گذشته از اين ابهام حقوقي بايد ساختاري براي اين نظارت تعريف شود كه به معناي موازي كاري با نظارت مجلس نباشد بلكه حلقه مكمل نظارت مجلس براي تحقق نسبي سياستهاي كلي نظام باشد.از اين روز مبارزه با تورم از سوي نهاد مجمع، در يك شاكله تعريف شده و مدون و با رعايت استقلال قوا زماني ميسر مي شود كه تضاد ها و تناقضهاي نهفته در الگوي اقتصادي كشور احصا شود و شفاف رفع شود.
2) مجلس چه نقشي مي تواند در كنترل تورم داشته باشد؟مجلس از حيث قانون گذاري در مهمترين سند دخل و خرج كشور يعني بودجه و ساير قوانين مربوط به ان كه شاكله نظام مالي و مقررات بودجه اي را مشخص مي كند ، بيشترين و تاثير گذارترين نقش را مي تواند و بايد ايفا كند.وقتي مجلس در تصويب بودجه الزامات ضد تورمي را مراعات نكند(بودجه انبساطي) و اجازه خرج كرد اضافه و فاقد توجيه اقتصادي و نيز جابجايي اعتبارات عمراني و جاري را به دولت بدهد (بي انضباطي مالي دولت) يا اينكه بودجه را با كسري پنهان بسته شود و اجازه متمم هم صادر شود ، ترديد نبايد داشت «زنگ تورم» نواخته مي شود.از سوي ديگر مجلس با تصويب لوايح و طرح هاي اقتصادي كه باعث بزرگتر شدن بدنه اقتصاد دولتي شود و تزريق فاقد مبناي نقدينگي را تشديد كند ، يقين بايد داشت اين بار «مارش تورم» زده خواهد شد.از منظر نظارت هم وقتي مولفه هاي اقتصادي درست تعريف و تدوين نشده باشد ، انتظار روشن از دولت نمي توان داشت.
3) دولت چه نقشي در مبارزه با تورم مي تواند داشته باشد؟دولت اصلي ترين نقش را در اجراي سياستهاي ضد تورمي دارد و علت العلل تورم را بايد در اقتصاد دولتي جويا شد.از تابستان امسال تا كنون بارها دولتمردان از رييس جمهور و معاون اول او گرفته تا وزير اقتصاد وعده داده اند دولت برنامه ويژه براي مبارزه با تورم دارد و بسته سياستي آماده كرده است وليكن اگر سياستهاي كنترل نقدينگي كه بانك مركزي با شدت و غلظت در پيش گرفته را كنار بگذاريم ، درمي يابيم كه واردات براي مهار تورم اصلي ترين ايده دولت بوده است حال انكه اين راهي است به خطا براي تنظيم بازار.
دلسوزانه گوييم و انتظار كه دولتمردان صادقانه بپذيرند كه نطفه و جان مايه غول تورم دراثر بي انضباطي دولت و اصرار بر اقتصاد دولتي بسته مي شود.تنظيم بازار منطق دارد و جهان امروز با رقابت بازار را تنظيم مي كند.دخالت عمودي دولت در بازار در كوتاه مدت و در شرايط خاص منطقي است .
نفت فروختن و پرتقال وارد كردن و بازي با تعرفه ها و صفر كردن انها هنر زيادي نمي خواهد.دولت خود بخواهد مي تواند نقش اصلي را ايفا كند به شرط آنكه بخواهد.
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 11:4 توسط ارسلان عبدي |
يكي از دلايلي كه در سه سال اخير براي افزايش قيمت مسكن عنوان شده است، نقش وام هاي پرداختي بانك ها به ويژه بانك هاي خصوصي آن هم براي تشديد جريان بورس بازي مسكن است. در بسته جديد بانك مركزي هم سياست هايي براي هدايت منابع بانك ها به سمت توليد مسكن ترسيم شده است. اما سوال اين است كه رابطه بانك ها با افزايش قيمت مسكن چگونه قابل ارزيابي است؟
يكم: در يك فرآيند عادي اقتصادي، طبيعي است كه نه تنها يك بانك خصوصي كه تمام آن ها در صورت هدايت عامدانه منابع خويش به بازار مسكن، قدرت موج آفريني ندارند. آن هم در اقتصادي كه دولت ٧٠درصد آن را در كنترل دارد، اما در يك فرآيند ناموزون اقتصادي كه عرضه و تقاضا ناهمگون باشد، اين احتمال وجود دارد كه جريان و سمت و سوي منابع بانك ها و نه فقط بانك هاي خصوصي، باعث تشديد نقدينگي، بالارفتن انتظارات تورمي و برهم زدن بازار شود.
دوم: بازدهي پايين فعاليت هاي اقتصادي در ساير بخش ها به ويژه توليد، بورس و ... باعث انحراف منابع از هدف تعيين شده مي شود و علاوه بر منابع تزريق شده از سوي بانك ها براي بخش مسكن، ساير منابع بانك ها از مسير اصلي خارج شوند و از بازار مسكن سربرآورد، هرچند بانك ها بايد ناظر بر نحوه مصرف منابع خود دراهداف تعيين شده باشند، اما ضعف نظارت از يك سو و جذابيت و سودآوري اقتصادي بخش مسكن باعث مي شود تا شدت و وسعت افزايش قيمت ها بيشتر شود.
سوم: سياست هاي كوتاه نظرانه و فاقد مبناي علمي از سوي بانك دولتي مسكن و نگاه تجاري و مبتني بر بازار اين بانك باعث شده تا بازار مسكن هم دچار نوعي بيماري اعتباري شود. داستان خيلي پيچيده نيست؛ سياست پرداخت وام مسكن در تمام شهرهاي كوچك، متوسط و بزرگ از فقدان توجيه علمي رنج مي برد؛ زيرا وام مسكن مثلا ١٨ ميليون توماني در شهرهاي كوچك بخش عمده نياز مشتري را پوشش مي دهد، در شهرهاي متوسط بخشي از اين نياز را برآورده مي كند و در شهرهاي بزرگ سهم اندكي را از نياز خريدار مسكن تامين مي كند.
در زماني كه نقل و انتقال وام ممنوع بود، مردم به نقل و انتقال وام به شيوه وكالت بلاعزل روي آوردند، بانك مسكن هم نقل و انتقال را قانوني اعلام كرد؛ اما اينك نقل و انتقال وام مسكن بين شهرها ممنوع است و فقط بانك مسكن وام خريد مي دهد. نتيجه اين كه ارزش ريالي وام مسكن در شهرهاي كوچك و متوسط به نسبت شهرهاي بزرگ بيشتر شده و ...
بنابراين رابطه بانك ها با بازار مسكن در گام نخست رابطه مستقيم و متغير اصلي نيست و تابع شرايط كلي اقتصادي است كه مسكن را به كالاي قابل احتكار با بازدهي اقتصادي بالا و ريسك پايين تبديل كرده است. اينك كه توليد مسكن هدف اصلي شده است، بايد تعريفي از منابع بانكي ارائه شود كه نياز خريداران و